قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4924
تاريخ الفي ( فارسى )
و چون مردم حمات عماراتى [ را ] كه صاحبقران در ظاهر شهر ساخته بود خراب كردند ، آن حضرت در غضب رفته حكم فرمود كه آن شهر را سوخته ، مردمش را اسير كردند . و چون به حلب رسيدند قلعه را چنان خراب كردند كه اثرى از آن باقى نماند . و امرا كه در حلب بودند به لشكر ملحق شدند . و از حلب به چهار كوچ به كنار فرات آمده و لشكر بعضى پياده « 1 » و بعضى به كشتى از آب گذشتند و به قلعهء بيره « 2 » رسيدند . حاكم آنجا به ملازمت آمد و پيشكش بسيار گذرانيد و تربيت يافت . و امير قراعثمان تركمان در اين منزل به ملازمت رسيد . و از بيره كوچ فرموده در آن صحرا به شكار مشغول شد . و بعد از چند روز در سرچشمهء رأس العين جرگه به هم رسيد و شكار بسيار جمع آمد . بعضى را بهدست گرفته و بسيارى را كشتند . و از آنجا كوچ كرده به روحا « 3 » رسيدند . اهالى آنجا اطاعت نموده خلاص شدند . و حصارى از ارامنه « 4 » بر سر راه بود . به وقت عبور به تاراج رفت و مردمش كشته و اسير شد . « 5 » و هندوشاه خزانچى در اين وقت از سمرقند آمده و مجموع آغايان از سمرقند و سلطانيه تحف و هدايا فرستاده بودند به نظر اشرف گذشت و در عوض تحفهها به مصحوب همان جماعت كه آورده بودند بهجهت ايشان فرستادند . و درآمدن اردوى نصرت شعار متوجه ماردين شد . حاكم حصن كيفا و والى ماردين و ديگر حكام آن نواحى به ملازمت آمده پيشكش بسيار گذرانيدند . و حاكم ماردين و ديگر حكام آن نواحى به ملازمت آمده پيشكش بسيار گذرانيدند . و حاكم ماردين با وجود آنكه يك مرتبه به واسطهء خلاف ادب گرفتار شده بود و باز عهد كرده سوگند خورده بود كه مدت العمر مخالفت نكند ، در اين وقت از بيم آنكه در اين يورش شام به وجود همراهى كرده بود و هريكى از فرزندان و برادران خود را فرستاده ياغى شد و به استقبال نيامد و چون فتح قلعه به طول ايام محاصره محتاج است « 6 » و در آن نواحى علف ناياب و لشكر گران آنجا توقف بسيار نمىتواند كرد ، صاحبقران ، امير قراعثمان تركمان را - كه ولايت او به آنجا نزديك است - به محاصرهء آن قلعه امر فرمود و حكام آن نواحى را كه به ملازمت آمده بودند خوشدل مراجعت فرمود . و امير اللهداد را به سمرقند فرستادند كه به محافظت سرحد جته قيام نمايد . و اميرزاده سلطان حسين و اميرزاده ابا بكر و اميرزاده پير محمد و امير جهانشاه را حكم شد كه با جمعى
--> ( 1 ) . ق : سپاه . ( 2 ) . ق ، م : پره . ( 3 ) . قريهاى از قراى رحبه . ( 4 ) . نسخ : درامنه . ظفرنامه : « و از آنجا بر حصارى از حصارهاى ارمن گذشت . » ( 5 ) . ظفرنامه : « فرمود تا ديار اسلام را از خبث وجود ايشان پاك گردانيدند . » ( 6 ) . به تصريح صاحب روضة الصفا ، اگرچه به قلعهء ماردين به جهت استحكام آن دست نيافت ، اما مجموع عمارات و بازارهاى شهر را سوزاند و ويران ساخت .